ثنای شاد و شنگول

سلام دوستای خوشملم خوبین  ؟؟؟ دماغتون چاقه

دماغ من که خیلییییی چاقه .اخه شهرامم اومده . دیروز تونستم بعد ۴۰ روز ببینمش ولی فقط یه ربع

دیروز ساعت ۳  شهرام رسیده بود خونه شون . شهرام تو یه شهر مرزی خدمت می کنه .برای همون از شهرام خواسته بودیم  یه سری وسایل برای منو و مامان از اونجا بیاره . قرار گذاشتیم عصر بیاره اونو رو تحویل بده

ولی تا شهرام اومد و رفت مامانم رسما منو دیونه کرد .با اینکه می تونستیم بابا اینا کی میاد خونه.ولی مامان اروم و قرار نداشت.

لباس های که شهرام قبلا برام خریده بود رو پوشیدم یک تونیک با شلوار لی .ولی هر کاری کردم نتونستم موهامو اون طوری که دوست دارم درست کنم   .از مو مصنوعی استفاده کردم
( منو و شهرام قبلا بین خودمو یه صیغه محرمیت خوندیم ) آرایش هم که قبلا مفصل کرده بودم

به شهرام اس دادم کجائی .گفت کم مونده برسم. تا بیا برسه یه ربع طول کشید  .من تو یه ربع مردم و زنده شودم .هر ۵ دقیقه به ۵ دقیقه بهش زنگ می زدم .

بازم مثل همشیه خوشمل و دوست داشتنی شده بود .وقتی دیدمش می خواستم بپرمش بغلش .ولی نمی شد کهههههههههههه  . براش چای آوردم .گفتم بخور این اولین و اخرین چایه که برات آوردم. از این به بعد خودت باید چای دم کنی و برای منم بیاری. میوه هم که نتوست بخوره مامان همه میوه ها رو داد بهش گفت خونه تون بخورشون .یه ربعی با هم نشستیم. شهرام همش داشت جلوی مامان چشم چرونی می کرد 

بعد رفتنش مامان همش می گفت شهرام چقدر خوشگل شده بود این حرف و ۱۰بار تکرار کرد     .گفتم مامان شهرام خوشگلللللل بود   .ولی راس میگه یکم توپول شده .توپولی هم بهش میاد  

و شهرام بهم اس داد چرا منو از خونه بیرون کردین گفتم جل ال خالق کی بیرونت کردیم . میگه هر وقت میام خونه تون با عجله بر می گردم حالم خیلی گرفته میشه.  اخه می خواستم تا صبح نگات کنم  .مثل فرشته ها شده بودی .

صبحم بهم اس داده .همش تو خونه صبحت تویه  .میگن بعد خدمت بیا کار پیدا کن. بریم برات خواستگاری

الانم دلم یه دعوای حسابی با شهرام و می خواد .می خوام حسابی حالشو بگیرم      

و در اخر شب یلدا رو به همه دوستای گلم و به تنهاترین عشقم ، نفسم تبریک می گم

شب یلدا میخوام برات یه انار خیلی درشت کادو بخرم

ولی میترسم نتونی جلوی شیکمتو نیگه داری و

همه ( انارو ) یه جا بخوری و دل درد بگیری !

 

چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم!

مهمان شمــا در شب چلّـه شده ایم!

از برکت ایـن سفــره ی الــوان شما

تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم!
 
یلدا مبارک

ثنای دپرس

سلام دوستای عزیزم خوبین ؟؟

بچه ها شما الان با یک ثنای دپرس سر و کار دارین که چند روزه افسرده است.چون شهرام نتونست مرخصی بگیره   .احتمالا سه شنبه یا چهار شنبه این هفته بیاد  .ولی من دیگه طاقت ندارم   .نمی دونم چرا این جوری شدم. میخوام یکی رو بگیرم بزنمش   احتمالا چون به خودم قول داده بودم جمعه می بینمت .ولی نشد که جمعه بیاد ..

شهرام دلم برات تنگ شده، دل من یه ذره ست .اندازه یه گنجشک کوچولو بود که الان از اونم کوچک ترشده عشقم کی میخوایی بیایی و از این تنهاییی درم بیاری.وقتی فکر می کنم بعد یه ماه و چند روز می خوای بیای و بیش از  چند روز نمی تونم ببینمش هر دفعه ام حداکثرش ۱ ساعت . دلم اندازه یه دنیا می گیره ..

شهرام تو پادگان و به فرمانده شون گفته که متاهله    یعنی تازه عقد کرده تو مراسمات خاص بهش مرخصی میدن .جالب اینکه هیچ کس ازش مدارک نخواسته  حالا فرض کنید نگفته بود متاهله چیییییییییی میشد!!!!!!! یعنی فکر کنم کل دوره خدمتش ۲ و۳ بار بیش تر نمی تونست بیاد مرخصی

دیگه بعضیاتونو مخصوصا شهرام و دوست ندارم .برام نظر نمی ذارین .انگار این زبون 2 متر شهرام فقط پیش من کارایی داره     ،باز دیشب فعال شده بود  معمولا وقتی رگ غیرتش میزنه بالا .این جور فعال میشه  .می گفت عزیزم من دوست ندارم بعد ازدواج موهاتو رنگ کنی .رنگ موهای تو منحصره به فرده .من خیلی دوسشون دارم .دوس ندارم یه رنگ دیگه بشن  ( رنگ موهای من پر کلاغی)

 اخه یکی نیست بگه بچه جون به تو چهههههههه .پرو .دوست دارم رنگشون کنم . اخه منم تنوع طلبببببببب دوست دارم هر روز یه رنگ لباس بپوشم یه رنگ روژ لب بزنم .دیشب بعده یکم بحث گفت تو نامزدی نه .یه سال بعد اینکه رفتیم خونه خودمون مون رنگ کن. همیشه این جوری مواقع چند ساعت بعد پشیمون میشه اس میده.عزیزم هر کاری دوست داری بکن.دیشبم گوشی دم دستش نبود و گرنه اس میداد   . خیالی نیست اگه بگه نه منم می دونم جیکار کنم .۱۰۰تا  ترفند بکار می برم تا راضی شه .یکم خودمو براش لوس می کنم یا قهر می کنم راضی شه

پ.ن.عشقولانه :دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منیییییییییی.اگه عاشقم بهانه ام تویی ، تو قشنگ ترین اتفاقی هستی که بر سر راهم قرار گرفتی

پ.ن:برای خدا جونم :خدا جونم من شهرام و می خوام    .می خوام برای همیشه مال خودم باشه.نذارم از پیشم تکون بخوره . می خوام موهاشو بکنم .ای خدااااااااااااااااااااا دیونه شودم   


راستی بچه ها یه سوال: اگه میتونستن از هرکسی یه صفت برای خودت برداری از من چی بر میداشتی ؟؟؟؟؟؟

پی نوشت: رومینای عزیزم آهنگ هات خیلیییییی قشنگ بودن.یه دنیا ممنونننننننننننن .

پچه لینک شو می ذارم اینجا .هر کی دوست داشت دانلود کنه

http://www.mediafire.com/?mmavyirefi2eayu

http://www.mediafire.com/?iyx33g0shb8t6l1

 

 

ثنای بی جنبه

سلام دوستای گلم خوبین ؟ دلم حسابی براتون تنگلیده بود 

خبر اینکه ثنا جون تا چند روز دیگه عشق شو می بینه. شهرام چند روز بعد میاد مرخصی . و تا ۲ ماه دیگه سربازیش تموم میشه  .یعنی ۲۰ بهمن ماه میاد برای مرخصی پایان دوره ، و هر روز که می گذره این ثنای بی جنبه از خوشحالی سر از پا نمی شناسه،

روز تاسوعا بود که شهرام بهم زنگید گفت ثنا خواهر و مامانم چند روز دیگه می خوان بیان خونه تون، گفتم شهرام قرارمون این نبود ، رفتم با مامانم در میون گذاشتم مامانم گفت نههههههههههه ، شگون نداره ، منم به شهرام زنگ زدم و گفتم .گفت مگه می خوان بیان خواستگاری که شگون نداشته باشه .میان فقط تو رو ببینند همین .گفتم بابا من آمادگی ندارم ، چند روزیم خونه نیستیم، یه جوری راست و ریستش کن .شهرام هم رفته بود رو دنده لج کوتاه نمی اومد

چند روز اعصابم داغون بود همش حرص می خوردم   .احساس می کردم با اومدن مامانش میانه منو و شهرام بهم می خوره .به شهرام گفتم ،گفت عزیزم نترس هیچ کس نمی تونه منو تو رو از هم جدا کنه ،تو فقط ماله خودمی ، مطمئن باش هر کی بخواد مخالفتی کنه جلوش وا میستم ،من سنگامو با خانواده ام وا کندم و گفتم من فقط ثنا رو می خوام .فقط ثنا زنم میشه

روز بعدش شهرام بهم گفت که اومدنشون کنسل شد، نشستند همگی با هم مشورت کردند بابام گفته زشته .الان می خواین برین بگین پسرمون چیکاره هست سربازه  ، اونا همدیگر می خوان، اول و اخرش مال همنند .بعد اینکه شهرام کار پیدا کرد، میرم خواستگاری .ما هم خوشحال شدیم در حد تیم ملی

اکثرا دوستان تو پست قبل گفته بودن چه جوری مخشو تلیت کردی .چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فکر می کنین من مخ شهرام زدم .من بیچاره که از این کارا بلد نیستم خوببببببببب چرا می زنین می گممممممم

 من با سادگیم و صداقتم تونستم دل شهرام و بدست بیارم .اکثر پسرا از دخترای رو راست خوششون میاد

اوایل آشنایی مون شهرام خیلی از رفتارام شاکی میشد .هر روز ازم انتقاد میکرد .می گفت میدونم خیلی دوسم داری ولی چرا ابراز محبت نمی کنی،طوری که چند بار سر این قضیه با هم دعوا کرده بود. روزی چند بار ازم می پرسید چقدر دوسم داری ، طوری که این براش عادت شده .هر روز می پرسه،منم می گفتم عزیزم طول میکشه خودم با شرایط جدید وفق بدم ،دیشبم ازم می پرسه چقدر دوسم داری؟؟؟منم بهش می گم خیلیییییی .میگه نهههههه.چی یادت دادم اونو بگوووووو.منم .هااااااااان بی نهایت به توان بی نهایت  

شهرام از بچه بازی و لوس بازیم خیلی خوشش می اید .من وقتی شهرامم و می بینم عین بچه ۳ ساله میشم .بعضی وقتا عینه یه بچه حرف می زنم شهرامم به زبون من جواب میده .برای همه چی اونقدر لوس میشم که نگو .طوری که اگه بعضی وقتا تو یه مسلئه ای لوس شدن یادم بره شهرام یادم میندازه .که لوس نشدی یکم لوس شو بعد  

مثلا اگه یه حرفی باب میلم نباشه عین بچه قهر می کنم و  اونم با لب و لوچه آویزون .شهرام هم وقتی قیافه مو می بینه خنده ش می گیره .کوتاه میاد  .همیشه هم اگه بخواد یه خبر مهمی رو بهم بده میگه اول یکم قهر کن بعد .

بچه ام روز عاشورا موز و پرتقال با کلوچه نذری داده بود .گفت نذر کردم که زود ازدواج کنیم . عزیزه دلم امیدوارم که خدا زود جواب دل پاک تو بده

بچه ها ببخشید چند روزی بد جور گلو درد داشتم .حسابی حالمو گرفته بود.اصلا حوصله آپ کردن نداشتم. فکر کنم از اعصابه .از بس سر هر چیزای بی خودی حرص می خورم ، بچه ها شهرام من باز چاق شده .شده ۸۶ کیلو .فکر کنم جاش خوبه ،بدون من بهش خوش میگذره   

پ .ن عشقولانه: شهرام عزیزم دیدن باوفایی مثل تو رویاست، با تو بودن افسانه ست.دوستت دارم عشق من

پ . ن برای خدا جونم: ای خدا مهربونم ازت می خوام تو این ماه عزیز آرزو ها و خواسته های همه دوستای گل مو برآورده کنی

 


 

این روزا

سلام دوستای گلم

ماه محرم رو به همه دوستای عزیزم و عاشقان امام حسین تسلیت می گم. امیدوارم به حق امام حسین وبه حق این روزای عزیز خدا حاجت تمام دوستان گلم رو مستجاب کنه.

باز محرم شدو دلها شکست از غم زينب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم وليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست
محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است

 دوستای گلم خبره خاصی نیست فقط اینکه به شهرام گفته بودم دوست ندارم تو این ماه و هم اینکه وقتی تو نیستی ،مامانت اینا بیان خونمون و شهرام هم به مامانش گفته بهتر تو این ماه نرین شگون نداره .وقتی داشتم با شهرام صبحت می کردیم گفت اگه نظرت عوض شد. بگو تا بگم بیاین .منم دوست ندارم این ماه بیاین بهتره بمانه همون اسفند ماه

قرار بود شهرام اخر این ماه بیاد مرخصی یعنی می خواست یلدا پیشم باشه( البته روزش)     ولی چند روز پیش گفت اگه بخواهی این چند روز میام ولی دیگه اخر ماه نمی تونم بیام .منم گفتم نه بمونه همون اخر ماه .منم الان این جوریم    

جمعه از عصر منتظر زنگ شهرام بودم ولی هر چی گوشیمو چک می کردم خبری ازش نبود    . منم یه جوریای بهم بر خورد با خودم گفتم تا خبری ازم نگیره منم بهش زنگ نمی زنم  ولی زود به زود گوشیمو چک می کردم ولی هیچی .حتی یه اس هم نبود (اخه گوشی شو با خودش برده،اکثرا وقتا میره به بهونه خواب به دور از چشمه همه بهم اس مس می زنه       ) این گوشی شم جریاناتی دار برای خودش ،اون شب مهمون داشتیم .سرم خیلی مشغول بود ، تل خونه زنگ خورد ۲ رقم اخر شماره افتاد بود .اونم شماره پادگان که شهرام از اونجا بهم زنگ میزد .گوشی رو برداشتم .به محض جواب دادن قطع شد.احساس کردم شهرام بود پشت خطه .رفتم گوشی خودمو دیدم.... دیدم نه خبری نیست .گفتم اگه شهرام بود حتما به گوشیم زنگ میزد .همین جوری فکرم مشغول بود یهو دیدم ساعت ۱۰ شبه و باز خبری ازش نیست .دیگه نگران شدم فهمیدم دیگه یه چیزی هست .اخه سابقه نداشت تا اون موقع از من خبری نگیره .به جز چند مورد که اونم واقعا نگران کننده بود

 زنگ زدم پادگان شهرام خودش گوشی رو برداشت (پست خودش بود) اونقدر صداش گرفته بود که نگو   .به زور حرف میزد .خیلی خشک باهام احوال پرسی کرد وگفت معلوم کجایی ؟؟؟؟!!!!!! چرا گوشیت و خاموش کردی گفتم من!!!!!!!! .قیافه حق به جانب گرفتم  و گفتم گوشی من خاموش نیست  از عصر دارم گوشیمو چک می کنم .گفت پس گوشیت و ریست کن. می دونی من چقدر نگرانت بودم فکر می کردم اتفاقی برات افتاده که گوشیت و خاموش کردی ،قربونش برم راست می گفت از صداش معلوم بود که چقدر نگرانه .اونی که زنگ زده بود خونه خودش بود ولی صدای منو نشناخته بود    ،شماره خواهرمو داشت گفت ترسیدم شوهرش خونه باشه زنگ نزدم بهش .منم بهش اولتیماتوم دادم گفتم هر وقت نگران شدی زنگ بزن خونه .تو که با مامان رودبایستی نداری   

از یه چیزی خیلی نگرانم اونم اینکه شهرام وقتی ناراحت میشه قلبش درد می کنه. اون شب ازش پرسیدم .اونم گفت اره چند بار    .یه بارم رفته دکتر ،گفته چیزیش نیست

پ.ن عشقولانه: دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی!!!!!  ببخش از اینکه اون شب نگرانت کردم

پ.ن.واسه خدا جونم :خدا جون ممنونم که به خاطر همه نعمت هایت، ممنون از اینکه همیشه هوامو داشتی ،گر چه من همیشه بنده خوبی برات نبودم .ولی این بارم به توجهت احتیاج دارم ، ازت می خوام یا بار دیگه تو این روزای خاص دعاهامونو  مستجاب کنی و هر چند تو بهتر از من می دونی چی به صلاحم چی نه

 دوستان گلم التماس دعا. منو هم این روزا یاد نبرید به دعاهای قشنگتون نیاز دارم

 

بهترین هدیه

ادامه نوشته