مهریه2 و شیطنت های ثنا

سلام دوستای خوشمله خودم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے  

ممنونم بایت نظرات و راهنماهای مفیدتون ، واقعا وجود تک تک تون برام دلگرمیه شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

راستش و بخواید من با مهریه زیاد موافق نیستم ولی با مهریه کم هم مخالفم ، خوب منم دلایل خودم و دارم ،درسته من از اون دسته نیستم که بعدها مهرم از شهرام درخواست کنم ،و اگه خدای نکرده بعدن اختلافی پیش بیادSmiley ، فکر نکنم حتی به مهریه فکر هم بکنم،  

رسم ما برای مهریه ۷۰۰، ۸۰۰ تاست یعنی کمتر از ۵۰۰ تا نداریم ،ولی برعکس رسم شهرام اینا کمتر از ۱۰۰ تاست sad.gif،یعنی بالائی ۱۰۰ تا تو فامیل شون مهریه ندارن،حالا من به شهرام پرو میگم فامیل تون عتیقه اند بهش بر می خوره شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

از وقتی شنیدم قانون تصویب کرده بیشتر از ۱۱۰ سکه تعلق نمی گیره بدم نیومد ،(دوستانم هم بهش اشاره کرده بودن )چون یه دلیل مستحکم دارم برای توجیح بابا اینا

خواهر شوهری که یه دنیا دوستش دارم ،و احترام زیادی بهش قائلم،شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

ماه پیش که بحث مهریه تو خونه شهرام اینا بود ، گفته بود من مهر دخترام و ۱۴ تا سکه می گیرم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 من که  ۴ سال تو دانشگاه بودم با پسرا نشستم و برخاستم ،من که ۲ سال کارم با ارباب رجوعه ،با همه جور آدم سر و کار دارم ،من که ۲ سال شهرامم و می شناسم ، می تونم از بین حرفاش ،راست و دروغ شو تشخیص بدم،و به سنی رسیدم می تونم دور و برمو خوب بشناسم ،و می دونم وضع جامعه چه جوری ،بازم مخالفم مهرم بکنم ۱۴ تا سکه ،تو چطور میخوای به این راحتی دختر ۱۷ ساله تو ۱۴ تا سکه مهر کنی

به شهرامم گفتم ،عزیزم اینکه چقدر همو دوست داریم و چقدر عشقون پاکه، تو اینا شکی نیست شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے، ولی دلیلی نمیشه من مهریه یه مقداری بکنم که هر لحظه تو توان تو باشه

، فردا ،پس فردا خدای نکرده یکی بهتر از منو دیدی مهرم و می ذاری کف دستم میری دنباله بهتر از من ،درسته این اتفاق نمی افته ، ولی کار از محکم کاری عیب نمی کنه

به هر حال فعلا بابای شهرام به ۲۰۰ تا راضی شده ، منم به شهرام گفتم باید تلافی این مهریه یه جا در بیاری ، اگه قراره یه روز صاحب خونه بشیم سندش به نام من می خوره ، ولی این و تو عقد نامه قید نمی کنم ،همون حرف شهرام برام سنده

چند روز بحث مون سر مهریه بود ، اس زده  :

عشق من به تو با تعداد سکه مشخص نمی شه ،چیزی در حد مهر تو وجود نداره ، اگه جونمم به خاطرت بدم بازم کمه، من فقط با مهر و محبت و دوست داشتن و اهمیت دادن بهت میتونم مهریه تو بدم

تو رو خدا می بینید زبونش چقدر درازه شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 از وقتی شهرام رفته سر کار کلافه ام ،اونقدر به هم اس میدادیم اصلا هیچ وقت کمبود محبت و حس نمی کردم، هر وقت دلم می خواست باهاش می حرفیدم ولی حالا وقتی تو کار خونه هست نمی تونه باهام بحرفه، فقط یه بار خودش می زنگهبرای همون خیلی بهونه گیر شدم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

دیروز با شهرام رفته بودیم، همون پاتوق همیشگی مون ،آروم و ساکت نشسته بودیم ، اصلا حرفی برا گفتن پیدا نمی کردیم ،من دیدم این جوری نمی شه ،یهو شیطنتم گل کرد،داشتم تو لیوان آب می خوردم ،بقیه آب تو لیوان و ریختم تو دهنم ، فوت کردم به صورت شهرامشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے،چون ناشی بودم نصفش ریخت رو شال خودم بقیه شم ریخت تو صورت شهرام ،حالا شهرام این جوری داشت منو نگاه می کرد   آب ریخت تو دهنش ، گفت بذار یادت بدم ،تمامی لباسم و صورت مو خیس کرد شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے، منم قهر کردم رفتم یکم اون ورتر نشستم ،دیگه اومد یه عالمه نازم و کشید باهاش آشتی کردم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

منم آب لیوان ریختم تو صورتش گفتم صورتت کثیف بشور، اونم خواست آب بریزه رو من ،منم کیفمو برداشتم الفرار ،تهدیدم کرد ،اگه بخوای فرار کنی همه بطری آب معدنی می ریزم صورتت ، دیونه همین کارم هم کرد

همه لباس و صورتت خیس خیس بود ،بدو بدو می رفتم که شهرام نتونه بهم برسه ،رفتم سرویس بهداشتی یکم به خودم رسیدم ، متوجه شدم گوشیم پیش شهرام جا مونده ،به خیال اینکه الان شهرام بیرون منتظرمه رفتیم بیرون ، وایییییی وقتی دیدم نیستش تازه فهمیدم چه غلطی کردم ، اگه تو اون شلوغی و تو اون پارک بزرگ نتونستم پیداش کنم چی؟؟؟؟

خلاصه زود برگشتم همون جای که نشسته بودیم ،دیدم شهرام داره میاد سمتم اونقدر با دیدش خوشحال شدم که یادم رفت ، باهاش قهر کنم

روز زن و مادر به همه خانمای عزیز و مادران مهربون و به زنان و مادران آینده تبریک میگم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے،

این اسم کپی از وب پارمین جون

" با مردی زندگی کن که همیشه رژ لب تو را خراب کند نه ریمل چشمت را"

واسه مادر شوهری یه بلوز خوشمل مجلسی گرفتم ، خدا رو شکر خوشش اومده بود ، شهرام واسه مامانم یه کیف گرفت

پ.ن: برای بهترین مامان دنیا،مادر واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید،نمیتوانم کلامی در مورد اش بنویسم و عاجزم،فقد از خداوند میخواهم که،خدایا بالاتر از بهشت هم داری....؟؟برای زیر پای مــــــــادرم می خواهم ،روزت مبارک مهربون تر مادر دنیا ،می دونم که خیلی اذیتت می کنم ، ولی تو مهرباتر از این حرفائی ممنونممممممم که به هر سازم می رقصی، از خدا می خوام که همیشه سایه اش بر بالای سرم باشه ، می دونم هیچ کس تو دنیا نمی تونه جای خالیت برام پر کنه 

مهریه

سلام بر دوستای نازنیم  

این روزا رفتارهام قابل پیش بینی نیست ،یا با یاد آوری عقد اونقدر ذوق می کنم که چنان می خورم زمین ،شلوار جینم پاره میشهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے  و زانوم زخمی میشه

ویا زانوی غم بغل میگرم و به این فکر میکنم اگه نشد عقد کنیم ، تا تابستون اخرین مهلتی که با شهرامم ،اگه قرار باشه همچینین اتفاقی بیافته نمی خوام تا اخر عمرم تابستون بشه ، حتی با نوشتن شونم بغضم می گیره چه برسه به ....... شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

ولی یه چیزی تو دلمه که میگه این اتقاق نمی افته ، من و شهرام ماله همیم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے ، 

نگرانی بیش تر من بایت مهریه ست ،اینکه شهرام اینا مهریه رو کم می گیرن ولی برعکس ما مهریه رو  نسبت به شهرام اینا زیاد می گیریم ،درسته که برا من مهریه مهم نیست ولی نمی دونم با بابا و برادرم چه کنم ، اونا به این مقدارها راضی نمی شن ،حالا بابا رو میشه راضی کرد ولی در مورد برادرم نمی دونم چه کنم ، (از رابطه منو و شهرام چیزی نمی دونه)

درسته که الان ۱ ساله مامان داره رو مخ بابا اینا کار می کنه که مهریه زیاد خوب نیست و سکه گرون شده الان کم می گیرن،

چون از موقعی که با شهرام آشنا شدم در مورد همه چی حرف زدیم ، شهرام گفت که مهریه رو ما کم می گیرم، برای همین من و شهرام یه میانگین گرفتیم ،تا خانواده هامون به مرور به این مقدار راضی کنیم ،

ولی شانس بد این برادر شهرام می خواد ازدواج کنه ، میگن من دختری که مهریه اش زیاد باش و نمی خوام (یکی می خواد بگه مگه مردم دخترشون رو از سر راه آوردن )شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

این بیشتر باباش وادار می کنه تا مهریه ما رو هم کم بگیره ،حالا شهرام دست به دامنه مامانش شده که باباش و راضی کنه تا تعداد سکه ها رو بیشتر کنه ، تا یه حدی راضی شده

تعداد سکه رو تو پست بعدی میگم، حالا از شما دوستای گلم می خوام بگی تعداد سکه نرمال برای مهریه چقدره؟؟؟؟ تا منم یکم این شهرام و ادب کنم

مراسم جشن و تالار دوست ندارم همون اول بگیرم(مامانم هم خوشش نمیاد) ،عقد یه مراسم خصوصی می گیریم ،یعنی تالار بمونه موقعی که می خوایم بریم خونه مون    ،

دیشب شهرام با مامانش در مورد عقد می حرفیدن ، منم ذوق کرده بودم در حد تیم ملی،  مامانش لیست خریداهای که باید برای عقد کنیم بهش میداد ، خدا رو شکر که خریدها عقد و عروسی به عهده بابای شهرامه و گرنه ما تا حالا حالا باید تو انتظار می موندیم

یه چند ماهی بود که می خواستم گودری بشم ولی با توجه به این که وقت گیر و اینکه راستش بخوای یکم دردسرش زیاد بود تن با این کار نمی دادم ، تا اینکه چند روز پیش وقتی وبم باز کردم دیدم یه فرشته مهربون واسم این کار و کرده.وقتی کامنت شو دیدم از یه طرفی خیلی خوشحال بودم و از یه طرفیم به خاطر این همه لطف و محبتش شرمنده ، نمی دونستم چه جوری و چه طوری ازش تشکر کنم که لایقش باشه ، منم به خودم می بالم که تو دنیای مجازی دوستای دارم که از دوستای واقعیم خیلی بهترن ، همتون و دوست دارم ، البته شهرام و بیشتر دوست دارم  http://www.freesmile.ir/smiles/79382_doset_daram.gif

عشقولانه نوشت: شهرام عزیزم تحمل کردن قشنگه، اگه قرار باشه یه روزی به تو برسم انتــــــــــظار آسونه، عزیزم داشتنت یه آرامشی بهم میده که هیچ وقت قبل آشناییت باهات نداشتم ،مثل یه تکیه گاه خیلی بزرگ برام هستی ،که هر لحظه برای داشتنت خدا رو شکر می کنم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 


 به زودی با این پست  خاله زنکی میام پیشون، http://www.freesmile.ir/smiles/63342_(3).gif  البته رمزدار

دوستای عزیزم لطفا تعداد سکه برای مهریه یادتون نره حتما ذکر کنید ،ممنونممممم

اولین روز کاری عشق من

سلام خدمت دوستای گلم  

شهرام عزیزم این اواخر برا استخدام ۴ کارخونه رفته بود که هر ۴ جا شهرام رو خواسته بودنند  ،که شهرامم ۲ موردش و پسند نکرد ،با دادن جواب رد به یکی شون ،تماس مجدد گرفته بودن و پیشنهاد افزایش حقوق دادن که باز با مشورت ثنا جون اون مورد و صلاح ندونستیم،  

 ۲ مورد باقی مونده هر دو کارخانه خیلی بزرگند با کارخانه های معتبر و دولتی کار می کنند

مورد اول،کارخانه ای که اول رفته بود، هفته پیش جواب نهایی شو داد و شهرام من بعد ۳ بار مصاحبه قبول شد ،در واقع امروز اولین روز کاری شهرام منه ، که مسئولیتش کنترل کیفی ،طبق تماسی که با هم داشتیم ، می گفت کارش سنگین نیست ، اکثر کارکنانش باز نشسته همون کارخانه های دولتی هستند ، و بهش گفتند که اینجا امنیت شغلیش خیلی بالاست ،می تونه تو همون کارخانه بازنشست بشه

و امااااااااا مورد دوم که من خیلی دوست داشتم شهرام اونجا کار کنه، مسئولیتش سرپرستی و کنترل کیفی ، که از بین ۲۰ نفر ۳ نفر انتخاب شده که یکیشم شهرام منه به شهرام گفتن نظرمون بهت مثبته ، ولی جواب نهایی شون ۱ و ۲ هفته طول میکشه  

حالا من اینقدر میگم شهرام من چقدر جذاب و تو دل بروست شما باور نکنید

ولی از طرفی نمی شه ریسک کرد و مورد اول از دست داد ،به شهرام گفتم اگه تو این هفته اون مورد دوم جواب داد برو همون جا،

امروز صبح زود شهرام وقتی میرفت سر کار بهم اس داده:

سلام عزیزم صبح قشنگت بخیر ، شوهرت داره میره سر کارعزیزم هروقت وقت شد، خودم بهت می زنگم یا اس میدم خیلی دوست دارم مواظب خودت باش 

منم با محض اومدن اسش چشامو باز کردم با اینکه گوشیم تو سایلنت بود ،و جواب شو دادم

اس داده :تو چرا بیداری

به هر حال خدا رو هزاران بار شکرررررررر که شهرام همین کارشو دوست داره و بلاخره کار مورد علاقه شو پیدا کرد

 تو این چند ماه که شهرام بیکار بود، هر لحظه و هر جا به کمکش نیاز داشتم در اختیارم بودشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے    فقط به یه اس یا زنگ بهش تو نیم ساعت خودش و به محل قرار می رسوند ،واقعا برام خیلی لذت بخش بود

تو این چند ماه هفته ای چند روزش و باهام بودیم   ،عوض روزای سخت سربازی در اومد ،مخصوصا تو تعطیلات عید خیلی خوش گذشت ،چون دیدار مون نزدیک هم بود و ضیق وقت این اجازه رو بهم نداد بیام و شرح دیدارمون بنویسم  

تو روزای عید میرفتیم به یه لونا پارکی که برنامه داشت   ، که واقعا خوش گذشت مخصوصا وقتی که باهم قایق سواری می کردیم

تو این تعطیلات خواهر شهرام از شهرستان اومده بود ،با هم در مورد قرار و مدار خواستگاری و عقد حرف زدن ،اگه خدا بخواد تو نیمه اول تیر عقد می کنیمشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے   ، شهرام از اول اصرار داشت عقد مون تو روز تولد من(۲۹ تیر ) باشه ، ولی ببینیم تا اون موقع چی میشه

طبق ماموریتی که به شهرام داده بودم ،اون روز از جاش تکون نخورده بود تا همه اخبارهای بکر برام بیاره( چه عروسی بشم من)شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے شهرامم حرف گوش کن ،خواهرش می گفت از خواهر ثنا خیلی خوشم میاد خیلی اخلاقش خیلی خوبه ، (من نه ها!!!!!!!!!! خواهرم) ، خواهرش می گفت دخترام هر روز از ثنا تعریف و تمجید می کنندشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے   

تو بعضی از مراسم ها مثل مهریه با خانواده شهرام اتفاق نظر نداریم .می خوام تو پست بعدی از شما دوستای گلم کمک بگیرم

پ. ن: برای خدا جونم : خدای مهربونم این روزا لطفت و خیلیییییییی حس می کنم ،خیلی شرمنده ات میشم، نمی دونم چه جوری شکرت کنم خدای مهربونم ممنونمممممممم

دوستای نازنیم بعضی وقتا بلاگفا دوستای که آپ کردن و برام نشون نمی ده واقعا شرمنده تون میشم اگه من دیر بهتون سر میزنم به حساب بی معرفتیم نذارید

تولد عشق من

سلام بر اولین و تنهاترین عشقم

 

امروز تولد عشق منه،تولد شهرامم عزیزم، نفسم ،که نفسام بستگی به نفساش داره ،امروز با شکوهترين روز هستيست روزي که آفريدگار تو را به جهان هديه داد

به زمين خوش آمدي فرشته ي مهربان و زيباييم تولدت مبارک شهرام نازنیم.

عزیزم خیلی دوست داشتم امسال تولدت رو تو خونه خودمون برات بگیرم ، خیلی نقشه ها داشتم ، ولی خیالی نیست تو تولد شناسنامه ات جبران میکنم

شهرامم تو وجودت واسه من یه معجزهست،مثل تو هیچ کجا پیدا نمیشه ، روز میلاد قشنگت میمونه.تو تقویم دلم تا همیشه ،

 

شهرام عزیزم اینقدر تو رو دوست دارم هیچ کسی ، کسی رو دوست نداشته ،عزیزم بی تو دلم می گیره، وقتی تنها می شم کارم انتظاره،انتظار،وقتی نگاهم می کنی ، قشنگی هاتو دوست دارم،حالت معصوم چشات ، رنگ نگاتو دوست دارم ،وقتی صداتو می شنوم ، دلم برات پر می زنه،ترس یه روز ندیدنت ، غم بزرگ قلبمه

من عاشق شدم و با عشقم به خیلی چیزا رسیدم، شهرام جونم عاشقتم خیلی زیاد، و از خدای مهربونم ممنونم که نیمه گمشده منو بهم بخشید تا بتونم همیشه حس خوشبختی رو با اون بچشم، شهرامم من از با تو بودنم لذت میبرم ، دوستت دارم نه مثل شیرین فرهاد،. نه مثل لیلی مجنون ،فقط و فقط و فقط مثل خودم دوستت دارم ، بهونه خوبی برای زندگی کردنم هستی مهربونم،طوری که حتی تصور یک لحظه زندگی بدون تو برام غیر ممكنه، ای قشنگ ترین بهانه ی زندگیم تولدت مبارک  

پ.ن.واسه خدا جونم :خدا جونه مهربانم ازت می خوام تا لحظه ای که نفس می کشیم همین جور عاشق و معشوق هم باشیم  

محصل

از نبات عزیزم یه دنیا ممنون به خاطر تبریک تولد عشقم