سلام دوستای گلم خوبین ؟ دلم حسابی براتون تنگلیده بود 

خبر اینکه ثنا جون تا چند روز دیگه عشق شو می بینه. شهرام چند روز بعد میاد مرخصی . و تا ۲ ماه دیگه سربازیش تموم میشه  .یعنی ۲۰ بهمن ماه میاد برای مرخصی پایان دوره ، و هر روز که می گذره این ثنای بی جنبه از خوشحالی سر از پا نمی شناسه،

روز تاسوعا بود که شهرام بهم زنگید گفت ثنا خواهر و مامانم چند روز دیگه می خوان بیان خونه تون، گفتم شهرام قرارمون این نبود ، رفتم با مامانم در میون گذاشتم مامانم گفت نههههههههههه ، شگون نداره ، منم به شهرام زنگ زدم و گفتم .گفت مگه می خوان بیان خواستگاری که شگون نداشته باشه .میان فقط تو رو ببینند همین .گفتم بابا من آمادگی ندارم ، چند روزیم خونه نیستیم، یه جوری راست و ریستش کن .شهرام هم رفته بود رو دنده لج کوتاه نمی اومد

چند روز اعصابم داغون بود همش حرص می خوردم   .احساس می کردم با اومدن مامانش میانه منو و شهرام بهم می خوره .به شهرام گفتم ،گفت عزیزم نترس هیچ کس نمی تونه منو تو رو از هم جدا کنه ،تو فقط ماله خودمی ، مطمئن باش هر کی بخواد مخالفتی کنه جلوش وا میستم ،من سنگامو با خانواده ام وا کندم و گفتم من فقط ثنا رو می خوام .فقط ثنا زنم میشه

روز بعدش شهرام بهم گفت که اومدنشون کنسل شد، نشستند همگی با هم مشورت کردند بابام گفته زشته .الان می خواین برین بگین پسرمون چیکاره هست سربازه  ، اونا همدیگر می خوان، اول و اخرش مال همنند .بعد اینکه شهرام کار پیدا کرد، میرم خواستگاری .ما هم خوشحال شدیم در حد تیم ملی

اکثرا دوستان تو پست قبل گفته بودن چه جوری مخشو تلیت کردی .چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فکر می کنین من مخ شهرام زدم .من بیچاره که از این کارا بلد نیستم خوببببببببب چرا می زنین می گممممممم

 من با سادگیم و صداقتم تونستم دل شهرام و بدست بیارم .اکثر پسرا از دخترای رو راست خوششون میاد

اوایل آشنایی مون شهرام خیلی از رفتارام شاکی میشد .هر روز ازم انتقاد میکرد .می گفت میدونم خیلی دوسم داری ولی چرا ابراز محبت نمی کنی،طوری که چند بار سر این قضیه با هم دعوا کرده بود. روزی چند بار ازم می پرسید چقدر دوسم داری ، طوری که این براش عادت شده .هر روز می پرسه،منم می گفتم عزیزم طول میکشه خودم با شرایط جدید وفق بدم ،دیشبم ازم می پرسه چقدر دوسم داری؟؟؟منم بهش می گم خیلیییییی .میگه نهههههه.چی یادت دادم اونو بگوووووو.منم .هااااااااان بی نهایت به توان بی نهایت  

شهرام از بچه بازی و لوس بازیم خیلی خوشش می اید .من وقتی شهرامم و می بینم عین بچه ۳ ساله میشم .بعضی وقتا عینه یه بچه حرف می زنم شهرامم به زبون من جواب میده .برای همه چی اونقدر لوس میشم که نگو .طوری که اگه بعضی وقتا تو یه مسلئه ای لوس شدن یادم بره شهرام یادم میندازه .که لوس نشدی یکم لوس شو بعد  

مثلا اگه یه حرفی باب میلم نباشه عین بچه قهر می کنم و  اونم با لب و لوچه آویزون .شهرام هم وقتی قیافه مو می بینه خنده ش می گیره .کوتاه میاد  .همیشه هم اگه بخواد یه خبر مهمی رو بهم بده میگه اول یکم قهر کن بعد .

بچه ام روز عاشورا موز و پرتقال با کلوچه نذری داده بود .گفت نذر کردم که زود ازدواج کنیم . عزیزه دلم امیدوارم که خدا زود جواب دل پاک تو بده

بچه ها ببخشید چند روزی بد جور گلو درد داشتم .حسابی حالمو گرفته بود.اصلا حوصله آپ کردن نداشتم. فکر کنم از اعصابه .از بس سر هر چیزای بی خودی حرص می خورم ، بچه ها شهرام من باز چاق شده .شده ۸۶ کیلو .فکر کنم جاش خوبه ،بدون من بهش خوش میگذره   

پ .ن عشقولانه: شهرام عزیزم دیدن باوفایی مثل تو رویاست، با تو بودن افسانه ست.دوستت دارم عشق من

پ . ن برای خدا جونم: ای خدا مهربونم ازت می خوام تو این ماه عزیز آرزو ها و خواسته های همه دوستای گل مو برآورده کنی