سلام دوستای گلم خوبین ؟ زندگی بر وفق مرادتونه ؟  

عشقم چند روزی که اومده مرخصی،اکثر روزا با هم بیرون بودیم ،این چند روز بد نبود خوش گذشت همش تو خیابونا بودیم ، پیاده وری می کردیم.نمی خوام بگم کجا رفتیم و جیکار کردیم .نوشته هام تکراری .خسته کننده میشه

خبر جدید اینکه مادر شوهر اینجانب بعد یک سال هوس کرده بیاد و عروسش و ببینه    .می خواد با خواهر شهرام بیاد خونمون و هم منو ببینه هم با مامان سنگاشونو وا کنند.و به اصطلاح بیشتر با هم آشنا بشیم ، .ولی از اونجایی که خواهر شهرام تو یه شهر دیگه زندگی می کنه ،فقط تو تعطیلات رسمی می تونند بیان،یعنی اولین تعطیلاتی که پیش رو داریم تاسوعا و عاشورا ست .شاید بتونند یک روز قبل از تاسوعا بیان .چرا نمی دونم ته دلم راضی نیستم بیان .شاید به این خاطر که دوست داشتم شهرامم اینجا بود .نمی دونم !!!!!!

حالا نمیدونم چی بپوشم لباس باز بوشم یا پوشیده ، ولی لباس پوشیده بپوشم بهتره چون شهرام چند باری اومده خونمون .اینو مامانش میدونه .اگه لباسم باز باشه فکر می کنم من پیش شهرامم هم لباس باز می پوشیدم در موردم فکر بد می کنه       اگه بیان، می خوام به خاطر ماه محرم کت و شلوار مشکی بپوشم چطور؟؟؟؟؟؟؟

شایدم اصلا به شهرام گفتم منصرفشون کنه ،نمی دونم،  حالا ببینیم چی میشه، البته نا گفته نمونه که خواهر شهرام منو چند بار دیده ، عیدم شهرام با خواهرش و خواهر زادش اومدند خونه مون ،هم منو ببینند و هم با مامانم صحبت کردند .البته خواهر شهرام خیلی خانمه خوبیه .من خیلی دوستش دارم ،همیشه سفارش منو به شهرام می کنه ، همش از اخلاق و قیافه من تعریف و تمجید می کنه  

و اینکه شهرام امروز می خواد برگرده پادگان.مرخصیش تموم شده ، قبل رفتن میاد که منو تو شرکت ببینه،.میگه اگه این بار برم ۴۵ روز دیگه بر می گردم ،چه زود گذشت این چند روز . اصلا نفهمیدم کی اومد .که الان می خواد بره ،از نرفته دلتنگشم

شهرام دلتنگی هام را چگونه بنویسم وقتی که قلم نیز قادر به نوشتن آنها نیست .......عزیزم منتظرت می مونم تا بر گردی و فراموشت نمی کنم تا وقتی خورشید به راهش ادامه دهد تا وقتی که دریا ساحل را فراموش نکرده ....کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم ؟؟؟؟؟؟؟ کاش می دونستی که چقدر برام عزیزی........اه که چی نوشتم چقدر نمک نشناسم .می دونم که همشو می دونی .عزیزمییییییییییی

عزیزم اشک هایم را از تو پنهان می کنم،    خنده هایم را به تو هدیه می دهم    و شادی هایم را با تو قسمت می کنم چون میدانم كه اگر لبخند بر لبای تو بشیند. دنیا برام به رنگ دیگرست   

پ.ن: عشقولانه :شهرام عزیزم تو برای من بهترینی، یادت باشه که هیچ وقت نباید بعد از عقدمون یادمون بره که برای بدست آوردن هم چقدر سختی کشیدیم ، یادت باشه که نباید اجازه بدیم هیچ کی بین من و تو رو بهم بزنه، یادمون باشه نباید اجازه بدیم هیج کس بین ما فاصله بندازه، یادت میمونه که ما خیلی عاشق همیم و چقدر همو دوستت دارم ، و ببخش از اینکه دیشب اذیتت کردم و هیچ وقت حاله دیشبه تو فراموشش نمی کنم از اینکه چقدر به خاطر ناراحتی من غمگین بودی   ، و یادمون باشه اگه دلداری های مامانم نبود معلوم نبود الان چه حالی داشتم ،

پ.ن : برای خدا جونم: خدای مهربونم به خاطر داشته ها و نداشته هام ممنونم .ببخش از اینکه بعضی وقتا ناشکری می کنم