سلاااااااام
دلم براتون تنگ شده بود ،
ما هم خوبیم خدا رو شکررررررررر ، خبر خاصی هم نیست
وقتی به گذشته برمی گردم خدا رو شکر تقریبا همه اون چیزای که دوس داشتم و به دست آوردم ولی شور و شوق گذشته رو ندارم ، شاید به خاطر شرایط اقتصادی جامعه و شرایط سخت زندگی باشه ، شاید به خاطر حساس و زود رنجی من باشه و رفتای و اذیت های خانواده شوهر ، دیگه بعضی وقتا واقعا در مقابلشون کم میارم و می سپارمشون به خدا ، اصلا به هیچی صراطی مستقیم نیستن ، دیگه برا حفظ سلامتی خودمو و زندگی هم شده دیگه نمی خوام باهاشون رابطه و رفت و امد داشته باشم
بعضی وقتا فکر می کنم اگه شهرام زندگی مونه می داد دست اونا و به اونا اجازه دخالت می داد چه بلای سر خونه و زندگی منو می آوردن ، اصلا تصورتش جزر آوره ، خلاصه بگذریم ایشااله خدا به راه راست هدایت شون کنه
تو این مدتی که رفتیم خونه خودمون از لحاظ اقتصادی خیلی بهمون بد گذشت
، ولی ان اشااله این شرایط تا 2 و 3 ماه بعد حل می شه می تونیم یه نفس راحت بکشیم
، یه تصمیمات برای زندگی مون داریم دعا کنید زود عملی بشه و بیام براتون بگم 
ما همانيم كه بدان مي انديشيم