سلااااااااااام بچه ها خوبین؟؟؟
نمی دونم باید از چی بنویسم ، حس می کنم دیگه حرفام تکراری شده این روزا سردرگممم
نمی دونم چی خوبه چی بد ، یک روز خوبم یه روزم بی حوصله و کسل، دیگه از دوران نامزدی خسته شدم ،ولی برا عروسی هم مثل قبل ذوق و شوق ندارم انگار یه جور برام رفع تکلیفه ، انگار فکر می کنم دیگه از من گذشته اصلا نمی دونم چه مرگمه
شهرام عزیزم هر کاری از دستش برمیاد می کنه که دوباره روحیه مو بدست بیارم ، دلم براش می سوزه ، این وسط بیشتر از همه شهرام که اذیت میشه ، یه روز خونه ما یه روز خونه باباش ،بین حرفای منو و مامانش گیر کرده ، دیگه خسته شدم از حرفای دوست و آشنا و فامیل که می پرسن عروسیه کیه ؟؟؟؟؟؟،
دیگه این حرف برام از فحش هم بدتره![]()
دلم یه تنوع می خواد می خوام زندگی مون یکم تغییر بدم
، می خوام از یه نواختی در بیارم لطفااااااا کمک ،یکم بهم روحیه بدین ،اعتماد به نفسم خیلی کم شده
، می خوام ذهنم از خانواده همسری و حرفاشون خالی کنم
، می خوام دغدغه فکریم فقط خونه و زندگی خودم و شهرام باشه و بسه ، می ترسم این تضعیف روحیه و افسرگی بعد رفتن به خونه مون هم تاثیرش روم بمونه
شهرام برام لیست تالار های خوب در آورده بود ،رفتیم چند تالار متوسط دیدیم ، وای اصلا به دلم ننشت خیلی زشت بودن
، رفتیم یه تالار تازه احداث و دیدیم خیلی قشنگ بود هم دکوراسیون داخلی و ترکیب رنگش خوب بود به خونه خودمون و مامانم نزدیک بود به احتمال زیاد همین تالار و رزرو می کنیم ، عروسی هم تابستون سال دیگه ست
،وای این مشکلات مالی هم تمومی نداره ،بیشتر روحیه مو هم به خاطر همینه ![]()
دوستای گلم لطفا بهم یکم روحیه بدین یا راهکار رو برای بالا بردن اعتماد بنفس بهم یاد بدین یا سایتی در این مورد بهم معرفی کنین .مرسی دوستای گلم .خیلی دوستتون دارم
بر می گردم
ما همانيم كه بدان مي انديشيم