سلامممممممم دوستای عزیزم طاعات و عبادات قبول باشه ، خوبین ؟؟؟ خوشین

خبر جدید اینکه شهرام گلم تصمیم گرفته بالاخره گواهینامه شو بگیره بهم قول داده بود قبل عقد بگیره ، که به خاطر رفتن به سرکار نصفه موند ، تو این دو سال هم که به خاطر ساعت کاریش وقت نمی کرد ،بالاخره دلش و به دریا زده و یادش افتاده که به عشق قول داده بود که گواهینامه شو بگیره ،البته بچه م گناهی ندارهههه وقت ندارههههههه ،ماه رمضون از لحاظ زمانی بهترین زمانه، انشااله روزی برسه که من بیام و بنویسم عشقم گواهینامه شو گرفتتتتتتتتتتتتتتت

خوب این روزا مشغول بسته بندی خونه ایم ، ان اشااله اگه خدا بخواد آخر ماه اسباب کشی داریم ، مامان اینا بالاخره تصمیم گرفتن ،به محله که من دوسش دارم اسباب کشی کنن ، که به محل کارمم نزدیک تره ، ولی یکم از خونه عشقولی منو و شهرام دور میشیم

جهازم و به طور کامل بسته بندی کردم فقط مونده نقل و انتقالش ، می خوام همه رو ببرم بذارم پارکینگ شهرام اینا ،باز کردن وسایلام و دیدن دوبارشون اینکه بالاخره روزی میرسه که ما هم خونه مونو بچینم برا هر دومون لذت بخشههههه ،تو این روزای خاص ما رم از دعاهاتون بی نصیب نکنید

تو این روزا دلمممممم بد جور گرفتههههههههههه ، احساس می کنم یه چیزی تو دلم بد جور سنگینی می کنه ممکنه هر لحظه بترکه ، نمی دونم باید چه جوری خودم آروم کنم ، انگار پوچم ،انگار از انژی و قانون جاذبه هیچی نمی دونم ، انگار زندگی برام هیچی معنی نداره ، انگار من همون ثنای عاشق نیستم ، زندگی برام سیاه سفیده ، خدا رو شکرررررر ناشکری نمی کنم ، به لطف خدا به همه چیزای که دوست داشتم رسیدم ، ولی نمیدونم چرااااا بعضیا چشم دیدنه زندگی و آدم و ندارن ، چرا می خوان زندگی به کام آدم تلخ کننن ، چرا اینقدر سست شدم ، وقتی می دونم نیت و قصد بعضی آدما چیه ، پس چرا اینقدر ضعیفم ، اونا همین و می خوان ، وقتی می دونم من الگوی زندگی اونام پس چرا قصد دارن بفهمونن من بدم ،

درسته که میگن از هر جی بترسی همونی سرت میاد همیشه از اون می ترسیم گیر یه سری آدمای بی فرهنگ و بیسواد بیافتم ، که حتی برات اجازه اظهار نظرم ندن ،

ببخشید عزیزم نمی خوام از جزئیات بنویسم و یه سری حرفای تکراری و کسل کننده که از حوصله همه خارجه ، همه تونم می تونین حدس بزنین ، نوشتم تا بلکه یکم آروم شوم

برام ما هم دعا کنید عزیزانم ، دوستت دارم