سالگرد روز آشنایی مون
امروز روزیه که برا اولین بار تونستم شهرام قشنگ و نازنیم و ملاقات کنم
، فکر کردن به اون روزا یه حس و حالی داره که وصف نشدنی ، نمی تونم به زبون بیارمش ، خدا رو شاکرم که،سهم من از زندگی شهرام مهربونمه ،هنوزم در کار خدا متحریم ؟؟؟؟؟؟؟ که شهرام جواب کدوم کار خوب من بود !!!!! وقتی به اون روزا فکر می کنم و می بینم حالا شهرام کنارمه و مال خود خودمه ، خدا رو به خاطر داشتنش هزاران مرتبه شکر می کنم و برا سلامتیش دعا می کنم
،
پری شب تو بغل هم داشتیم در مورد لحظه ای که همو دیدیم حرف می زدیم و از حسامون بهم می گفتیم ،منم جو گیر میشدم و محکم بغلش می کردم
و شهرام می گفت ، تا دیدمت گفتم این همونی که منم می خواستم منم این شکلی می شودم ![]()
برا امروز فعلا هیچ برنامه ای نداریم
، اخه تا این لحظه فکر می کردم فردا چهاردهمه
،شهرام میگه بذار برا پنشنبه بریم بیرون ،
امروز طبق معمول دیر میاد ![]()
دوستان یادتونه من اویل شروع وبلاگم یه پست گذاشته بودم در مورد قانون جاذبه ،یه پستم پارسال بی بی گل گذاشته بود که بچه ها تابلو آرزوها درسته کرده بودن و عکس شونو گذاشته بودن ،منم اون موقع هم زمان با بچه ها درست کردم ،در واقع این دومین تابلو آرزو منه ،حالا که نگاهش می کنم ، می بینم چیزی زیادی ازش نمونده
، تو فکرمه یکی جدیدشو درست کنم ،من که هر چی دارم از قانون جاذبه ست،منکر این قضیه نیستم بعضی موقع ها خیلیم منفی ام ، در واقع همه اتفاق های منفی دور و برم و خودم جذبش می کنم
ولی خوب روی یه چیزی های که برام مهم اند روش کار می کنم و بالاخره بهش می رسم
نمونه اش همین خونه خریدمون ،جالب اینکه تو این مدت شهرامم بهش اعتقاد پیدا کرده
، سوال اینه شما هم مثل من بهش اعتقاد دارین ؟؟؟
پ.نوشت عشقولانه : نمی دونم با دلم چه کردی بعد گذشت ۳ سال از محبت و عشقت کم نشده که هیچ ،هر روزم داره بیشتر و بیشتر میشه و من خوشحالم که تو عشق من شدی با اون مهربونیهات و صداقت بد جوری دلم و مال خودت کردی ،دیونه وار دوستت دارم مرد زندگیم 
گفــتنِ “دوستــــت دارم ” نظر لــــطــــــفـــم نبود !!
نظرِ دِلـــــــم بود …
ما همانيم كه بدان مي انديشيم